الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
300
الغدير ( فارسى )
- چه شد كه خواب هم با اولين دانههاى اشك ، از گوشهء چشمانم فروريخت و دگر باز نيامد ؟ آرى ، اميدى نيست ، اشك ريخته به جاى خود بازنگردد . - آهووشى كه با سوگند مؤكد پيمان وصلش گرفتم و آنگاه اسير دامش گشتم . - اگر سوداى حرب در سر ندارد ، پس اين « حرب » سر خيل بنىاميه است كه راه خيانت را هموار كرده است . - جمعى از زادگان « اميه » كه پا از دايرهء اسلام بيرون نهادند . - آنچه را به ناحق گرد آورده بودند ، در راه نفاق ، انفاق كردند و كفر پنهان رواج گرفت . - آرى ، شيوهء دنياى فريب اين است كه تنها از جفاى عشاق ناله سر مىدهد . - پندارم كه اين روزگار فريبكار روزى با خاندان زهد كنار آيد ، چون مال و منال دنيا گريبانگير مردمان است . - از اين است كه خاندان احمد و فرزندان على ، آوارهء هرشهر و ديارند . - با آن دولت و مكنت ، در حجاز ، فقير درماندهاند ، در شام ، اسير دست بستهاند و در عراق به خاك و خون غلتانند . - زمين پهناور از پناه دادن آنان دريغ دارد ، گويا درهاى آسمان هم باز نگردد . - اى زادگان احمد ، اگر در ستايشتان سخن كوتاه كنم و يا در ثناگويى مبالغه ورزم ، هردو يكسان است . - هيچگاه به مقام عظمت شما دست نيابم ، جز اينكه لطف شما دستگير من باشد . - فرشتگان عالم بالا با ساكنان زمين به مقابله برخاستهاند . - آنان فضل و كمال شما را مىستايند و اينان بر ستيز و عناد خود مىافزايند . - حق شما را بردند و پندارند - خاك بر دهانشان - كه سزاوار آنند . - دستبهدست پيمان خلافت بستند تا هماره بر ظلم و ستم بپايند . - آنان شمشير كين به روى شما از نيام بركشيدند و ما ، به حمايت ، نوك قلم را بر صفحهء اوراق روان كرديم . - گويى مىنگرم به روز رستاخيز كه آرزو كرده ، گويند : كاش در دنيا بودند تا راه توبه پيش گيرند ، آنگاه كه ساقى كوثرشان از كنار حوض براند .